ابراهيم عاملي ( موثق )

322

تفسير عاملي ( فارسي )

صفيرى باشد بر لحن مرغى سفيد كه به حجاز باشد آن را مكا گويند ، و به فارسى آن را شبان فريب مىگويند . و « تصدية » عبد اللَّه عبّاس گفت : دست بر دست زدن باشد سعيد جبير و ابن زيد و ابن اسحاق گفتند : « تصديه » « صدّ » ايشان بود و منعشان مؤمنان را از خانه ى خدا . ابو علىّ گفت : « مكاء و تصديه » ايشان را به جاى دعا و تنبيه يكديگر بودى يعنى ايشان به جاى نماز آن كردندى و براى آن فعل ايشان را نماز خواند كه به نزد ايشان نماز بودى . مجمع : از عاصم نقل شده است كه « صلاتهم » با نصب و « مكاء و تصدية » با رفع قرائت كرده است ، و ديگر قاريها با رفع « صلاة و نصب مكاء و تصدية » خواندند « وَالَّذِينَ كَفَرُوا إِلى جَهَنَّمَ يُحْشَرُونَ » 37 مجمع : تكرار اين آيه به كلمات : « الَّذِينَ كَفَرُوا » به اين جهت است كه در آيت اول كافران توصيف شده‌اند به خرج كردن اموال خود براى جلوگيرى از راه خدا ، و چون عدّه اى از آن كافران مسلمان شدند ، در اين آيه دوباره گفته شده است كافران به جهنّم مىروند ، براى آنها كه پس از آن مال صرف كردن كافر ماندند و مردند . « فَقَدْ مَضَتْ سُنَّتُ الأَوَّلِينَ » 39 امام فخر : اين جمله را به چند صورت مىتوانيم معنى كنيم : 1 - سرنوشت و رفتار گذشتگان دامنگير آن مردمى مىشود كه پس از توبه ى از كفر دوباره كافر مىشوند چنان كه در جنگ بدر كافران كشته و اسير شدند ، 2 - همانطور كه با ملَّتهاى كافر در دوران گذشته رفتار شد با اين جور كافران هم همان رفتار خواهد شد ، 3 - مقصود آن است كه سرنوشت ديگران را در گذشته معين كرده‌ايم مانند اين آيات « كَتَبَ اللَّه لأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِي » و « وَلَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنا » و « لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ » تا آخر . پس سرنوشت اينها هم همان است . روح البيان : در دنباله ى اين جمله ها اين شعر را نقل كرده است : يستوجب العفو الفتى اذا اعترف ثمّ انتهى عمّا اتاه و اقترف لقوله قل للَّذين كفروا ان ينتهوا يغفر لهم ما قد سلف « حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ » 40 مجمع : ابن عبّاس گفته است : يعنى كافرى نباشد